|
آخراي فصل پاييز يه درخت پير و تنها سعید: من باید هر آپی رو خراب کنم ساعت۱۰ صبح پنشبه آپیم من هم دارم رو یه پروژه کار می کنم نمی تونم کسی رو خبر کنم تا ۲ روز دیگه درست میشه
عشق یعنی
شادی برای دیگری هنگامی که او شاد است غمخواری دیگری هنگامی که او غمگین است با هم بودن در خوشی ها با هم بودن در ناخوشی ها عشق سر منشا قدرت است عشق یعنی همواره با خود صادق بودن گفتن٬شنیدن و گرامی داشتن حقیقت و هرگز تظاهر نکردن عشق سر منشا واقعیت است عشق یعنی تفاهمی چنان کامل که همچون جزئی از وجود دیگری شدن و آن دیگری را همانطور که هست پذیرفتن و سعی در تغییر یکدیگر نداشتن عشق سر منشا یکی شدن است عشق یعنی آزادی برای دنبال کردن خواسته ها و سهیم شدن تجارب با دیگری رشد یکی در کنار و همراه رشد دیگری عشق سر منشا کامیابی است عشق یعنی هیجان برنامه ریزی در کنار یکدیگر هیجان اجرا در کنار یکدیگر عشق سر منشا آینده است. پس عاشق باشید سلام رشتیه بچش زشت در میاد میره تو محل دعوا نرسيدم همه رو بگم بيان دفعه بعد جبران مي كنم
دوش٬از بازار٬سوی خانه آمد شوی ما
گفت٬هیهات از گرانی٬ای خدا٬در کوی ما! بس که گشتم در پی یک جنس ارزان هر کجا درد بگرفته ست هم پا٬هم سر زانوی ما! کاش می خواندیم وردی٬میشد ارزان هر چه هست کاشکی در آن اثر می کرد این جادوی ما! کاشکی من یک نشانی داشتم از کوی دوست زانکه او گفته ست: ارزانی بود در کوی ما! ((هم گرانی٬هم تورم٬هر دو هست از شایعات! هر که خواهد گوجه ی ارزان٬بیاید سوی ما!)) کاش می دانست همچون گوجه های کوی او سرخ می باشد ز سیلی٬صورت ما٬روی ما! کاش می دانست از بی گوشتی سبزی خوریم! قاطر مشتی رجب هم٬بهترین الگوی ما! معده ی ما همچو او گردیده چندین قسمتی! روی هم تغییر کرده شکل و خلق و خوی ما! ترسم از شبها که بالاتر رود روز دگر این تورم هم شده با نرخ خود٬لولوی ما! تا که اسمش بر زبان آید بدون اختیار سیخ می گردد به روی این تن ما٬موی ما! کاش می شد کله ی دیو گرانی را برید! ماست هم گر چه نمی برد سر چاقوی ما!
گاه ناشتایی٬رستم دستان٬آن یل سیستان به سر سفره بنشست.
تهمینه یگانه بانوی آن پهلوان در حالیکه چایی قند پهلو برای رستم میریخت٬ تابی به گیسوان خود داد و با ناز و عشوه روی به رستم کرده و گفت: ای رستم دستان! از بهر تابستان چه اندیشه ای در سر داری و مرا چه جور سور پرایز خواهی کرد؟ رستم که هنوز گرد خواب از چشمان نسترده بود و گیج و میج می زد٬ دهان دره ای کرد شایسته ی پهلوانی و گفت:مربا بده بابا! ادامه مطلب راکلیک کنید :(شامل) ۱-پی شنوشت تولدی از طرف بچه مدیر فیل ۲-ادامه رستم نامه توصط سایه بچه فیل |
About
این وبلاگ روی 4 دامنه می باشد: Archivesآذر 1387آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Authorsبچه فیل مدیر(سعید)ملیکا سایه Links
مدير فيل در ياهو 360
مبارزه علیه فیلت---ر |